ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1045
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
جواهرپوش در يك ساحت و ناحيت نديده بود . گوش هيچ آفريده [ اى ] نيز در هيچ روزگار نشنيده . بالجمله ، معزى اليها در سنهء يك هزار و دويست و چهل و هشت در دار الايمان قم ازين دارفانى درگذشت و حسب الوصيّه در همان خاك پاك مدفون گشت . تاريخ وفاتش از كلك مؤلّف تراويد و يادگار را درين صحيفه مرقوم گرديد . لمؤلفه : زوجهء شاه جهان حضرت آغاباجى * آنكه از حكم شهنشاه جهان حاكم قم كارها كرد در آن ملك و فزود آبادى * پايهء قم بگذشت از سر اين نه طارم مسجد و مدرسه ، بازار و رباط و حمام * آنقدر ساخت كه افلاك در آن آمد گم شيروَش بود ، غلامان بدرش كز غمشان * به زمين سود و همى شير فلك رشته دم بس كه ديندار درين دار همى دشمن بود * فرقه [ اى ] را كه به شأن است به فرقان ملهم آن ملكزاده شوشى كه ز فرط اجلال * خانمان را به حريم شه ايران خانم شاه را بود به او مهر و عنايت افزون * هر دو تن آدم اوّل شد و حوّاى دوم نگرستند به او عالمى از چشم حسد * چشمزخم آمد و گم گشت ز چشم مردم حجلهاش را شدى آن مهر همى مجمروار * مه نو نيز ز شبرنگ وى آن گوشه سم چيست دانى تو كبودى فلك جاويدان * جامهء خويش همى زد به عزايش در خم خاورى از پى تاريخ وفاتش بنوشت * شده در ملك جنان عرصهء آغا بيگم « 1 » نوزدهم : زينت مهد عصمت ، حضرت زينت خانم ، صبيّهء مرضيّهء احمد خان مقدّم بيگلربيگى ولايات مراغه و تبريز و لعل گوهربارش ، هنگام تكلّم از فرط شيرينى [ 559 ] ، شكرريز ، در سنهء يكهزار و دويست و بيست و هشت ، كه چمن اوجان آذربايجان محل نزول اردوى همايون اعلى گشت ، صاحبقران نامدار ميل به مزاوجت آن دوشيزهء حجاب عزّت نمود و جناب حاجى ميرزا على رضاى شيرازى را كه از اعاظم محارم اندرون بود ،
--> ( 1 ) . در تذكره خاورى اين قطعه موجود نيست ؛ ملى : « آقا بيگم »